شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
137
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
خطاب نكرد . و عادت سلاطين خوارزم چنانست كه وزير را خواجه خطاب كنند ، و روز بار * بر دست راست سلطان نشانند ؛ او در ايّام وزارت بجاى حجّاب در برابر سلطان مىنشست . و جز بر خوان عامّ ننشستى ؛ و هركرا نظام الملك يا شرف الملك [ خواندندى ] يعنى بملك اضافت كردندى ، بايستى كه بر خوان خاصّ نشستى . پيش ازو وزيران در ديوان در مسند أسود مىنشستند ؛ شرف الملك پشتى و مسند نداشت ، بل چون بخانهء خويش بودى آنجا در پشتى مىنشست . و از عادات وزرا آنست كه چون در ديوان بجاى وزارت نشسته باشد « 1 » جهت كسى قيام نكردى « 1 » اگر چه ملك بودى ، تا ناموس منصب برقرار ماندى ، چه مقام وزير قائم مقام سرير است ، حرمت آن نگاه بايد داشتن ؛ شرف الملك جهت ارباب مناصب برمىخاست . همچنان وزراء ماضى را در وقت سوارى چهار حربه ، دستها در زر گرفته ، پيش برمىگرفتند ؛ سلطان او را در آن باب اجازت نداد . باقى احوال او متفرّق هر يكى در موضع خويش گفته آيد . « 2 »
--> ( 1 ) - فعل مفرد بجاى فعل جمع به كار برده است . ( 2 ) - اينجا در متن عربى يك باب در احوال مؤلّف و كيفيّت پيوستن او بدرگاه جلال الدين در سال 622 و تعيين شدن به سمت صاحب ديوان انشا مندرج است كه مترجم آن را لازم ندانسته و حذف كرده است . مضمون آن را در مقدّمهء كتاب خواهم گنجانيد .